از کوهها ودشت ها گذشت تا به شهر آمد
بسان هنوز شمس آسمان را تسخیر کرده بود
معشوق خاموش روی طاقچه اطاق بود
چنان خاموشی معشوق دل عاشق را شکست
عاشق خسته و کوفته تر شد
شمس جای خود را به ماه داد
معشوق از طاقچه روشن به روی میز رفت
عاشق به روشنی معشوق جان تازه گرفت
سکوت عشق در عاشق به اوج رسید
چنان از جایگایش به سوی معشوق به پرواز در آمد
به گشت وبه گشت سوخته کنار شمع افتاد
برچسب: وصال حق,وصال,وصال شیرازی,وصال یار,وصال علوی,وصال عطر,وصالي انت وكل الناس,وصال در وادی هفتم,وصال مباشر,وصال حق پخش زنده,
نویسنده: مهسا شمس