با دورنی ،از قل و قل آب و گل جوشانم
می جوشش بنام عشق زندگی وجودم
می پرت روحم ، تا فلک در پروازم
من ندانم ، کیستم و نیستم و هستم
لاجرم با روز و شب هم گامم
می بیند و می شنود و حس می کند
آنچه یافت در وجودم ضبط می کند
می سازد ، آرزو و امید های وجودم
تا بگردم با چرخ وجودم ،تا بگردم با چرخ وجودم
برچسب:
نویسنده: مهسا شمس