
بلبل در کنار معشوق ، آهسته گفت : ای دزد گل سرخ شنید ، فریاد زد کو دزد نداری مال و منال ای عاشق بی چاره بلبل گفت : نکردی مهر و محبت بمن ،ای دزد +نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم اسفند ۱۳۹۵ساعت10:46  توسططاهر وهنانی | ...
ادامه مطلب
بلبل در کنار معشوق ، آهسته گفت : ای دزد گل سرخ شنید ، فریاد زد کو دزد نداری مال و منال ای عاشق بی چاره بلبل گفت : نکردی مهر و محبت بمن ،ای دزد +نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم اسفند ۱۳۹۵ساعت10:46 توسططاهر وهنانی | ...
ادامه مطلب
عشق فغان و فریاد می زد در دل آشفته معلق و آونگ می زد از حیرانی و سرگشتگی می گفت کدام مقصود را باید نشانه کرد سرگردانی و درماندگی نشانی نیست و جایگاهی برای عشق ورزیدن نیست...
ادامه مطلب
مي و ميخانه كجاست كه من بدان جا روم با رندان تا سحر مي خورم و گفتگو كنم گردش روزگار همه را به زير خاك برد اين درون آشفته حالم را كجا آرام كنم...
ادامه مطلب