دزدی فقط در مال و منال نیست
-
تاریخ: 1396/9/5 ساعت: 4:51
بلبل در کنار معشوق ، آهسته گفت : ای دزد گل سرخ شنید ، فریاد زد کو دزد نداری مال و منال ای عاشق بی چاره بلبل گفت : نکردی مهر و محبت بمن ،ای دزد + نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم اسفند ۱۳۹۵ساعت 10:46  توسط طاهر وهنانی |
شب مهتابی
-
تاریخ: 1396/8/10 ساعت: 14:09
درشب مهتابی زیر نور مهتابی آرامش  
بازگشت
-
تاریخ: 1396/8/10 ساعت: 14:09
آرامش پس از سکوت جهان را وسیع می کند درب های امید را رنگارنگ و گل باران می کند درس عشق را به زندگی تعلیم می دهد درون خاموش را چنان روشن می کند که شب و روز را همیشه روز می کند طاهر در مات و حیرت است چه کسی درون را چنین وچنان می کند + نوشته شده در پنجشنبه چهارم آبان ۱۳۹۶ساعت 18:44  توسط طاهر وهنان...
شب مهتابی
-
تاریخ: 1396/5/30 ساعت: 11:57
درشب مهتابی زیر نور مهتابی آرامش میان من و مهتابی نا گاه مهتاب آهسته گفت : سهراب دوست دارد چنین لحظه زیبایی + نوشته شده در شنبه بیست و هشتم مرداد ۱۳۹۶ساعت 13:4 توسط طاهر وهنانی |
به یاد آتش نشانان ساختمان پلاسکو
-
تاریخ: 1396/5/10 ساعت: 19:58
برق و گاز دو آتش مهار شده میان ما هستند نیاز زندگی روزمره ما هستند با کوچک ترین غفلت نابود کننده ما هستند بیاد روزیکه آتش نشانان در میان آتش سو ختند برچسبها: آتش نشان + نوشته شده در یکشنبه سوم بهمن ۱۳۹۵ساعت 12:11 توسط طاهر وهنانی |
غفلت
-
تاریخ: 1396/5/10 ساعت: 19:58
دودی به آسمان صعود می کند مردان شجاع را قربانی کند کودکی را بی سرپرست کند رفیقی را بی هم نفس کند گریه وزاری ناله و شیون کند لباس های رنگین را سیاه کند چرا؟ انسانی غفلت کرد که دودی به آسمان صعود کند برچسبها: دود + نوشته شده در دوشنبه چهارم بهمن ۱۳۹۵ساعت 18:51 توسط طاهر وهنانی |
دزدی فقط در مال و منال نیست
-
تاریخ: 1396/5/10 ساعت: 19:58
بلبل در کنار معشوق ، آهسته گفت : ای دزد گل سرخ شنید ، فریاد زد کو دزد نداری مال و منال ای عاشق بی چاره بلبل گفت : نکردی مهر و محبت بمن ،ای دزد + نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم اسفند ۱۳۹۵ساعت 10:46 توسط طاهر وهنانی |
تو با من باش
-
تاریخ: 1396/5/10 ساعت: 19:58
پروانه ام ،تو شمع فروزان باش بلبل عاشقم ، تو گل سرخ خونین باش نغمه خوانی کنم ، همچون پروانه وار بسوزم دل سوخته و دل شکسته شوم ، هیچ ،تو با من باش برچسبها: توبا من باش + نوشته شده در شنبه دوازدهم فروردین ۱۳۹۶ساعت 22:49 توسط طاهر وهنانی |
خیر مقدم یک دوست به وطن
-
تاریخ: 1396/5/10 ساعت: 19:58
دگر بادی امد ، دوست گذشته را به تصویر کشید پای دوست از خاک دگر به خاک وطن کشید هر ذره دوست از خاک وطن است بوی خاک وطن را به رخ دوست کشید چون دوست در نیمه راه نوروز به وطن رسید چهره اش را همچون گل مریم به رخ بهار کشید + نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم فروردین ۱۳۹۶ساعت 6:29 توسط طاهر وهنانی |
آیا اینجا خانه دوست است
-
تاریخ: 1395/7/24 ساعت: 13:48
هرجا که عشق پاک در میان است انجا خانه دوست ، پاسخ گوی دل است در خانه دوست پشت رو نیست من و تو در خانه دوست تو و من است
هزل
-
تاریخ: 1395/7/17 ساعت: 17:19
دیدم سیه چشمی ، خواست از من سیبی پریدم از دیوار باغی ، چیدم سیبی باغبان مرادید ، گرفت از من سیب را بازگشتم از باغ ، دیدم در دستش بود سیبی ديدم سيه چشمي ، خواست از من سيبي
تلسکوپ
-
تاریخ: 1395/7/17 ساعت: 17:19
ساخت کشور چین برزگترین تلسکوپ جهان تا بی یابد ، حیات در جای دگر جهان اگه کشور چین آموخت زبان نهنگ خواهد دید ، حیات در جای دگر جهان
بگذار بیاد تو باشم
-
تاریخ: 1395/7/10 ساعت: 18:06
بگذار من بیاد تو و باتو باشم که با یاد تو من بلبل این باغ باشم تو استاد کار و راهنما و ارباب من باشی من در این کارخانه کارگر و برده تو باشم آنروزی که فغان مرگ میکردم روزی بود که نگذاشتی من بیاد تو باشم
وصال
-
تاریخ: 1395/7/2 ساعت: 9:21
پروانه به وصال معشوق به پرواز در آمد از کوهها ودشت ها گذشت تا به شهر آمد بسان هنوز شمس آسمان را تسخیر کرده بود معشوق خاموش روی طاقچه اطاق بود چنان خاموشی معشوق دل عاشق را شکست عاشق خسته و کوفته تر شد شمس جای خود را به ماه داد معشوق از طاقچه روشن به روی میز رفت عاشق به روشنی معشوق جان تازه گرفت سکوت ...
دل آشفته
-
تاریخ: 1395/6/28 ساعت: 13:24
عشق فغان و فریاد می زد در دل آشفته معلق و آونگ می زد از حیرانی و سرگشتگی می گفت کدام مقصود را باید نشانه کرد سرگردانی و درماندگی نشانی نیست و جایگاهی برای عشق ورزیدن نیست
درون آشفته
-
تاریخ: 1395/6/28 ساعت: 13:24
مي و ميخانه كجاست كه من بدان جا روم با رندان تا سحر مي خورم و گفتگو كنم گردش روزگار همه را به زير خاك برد اين درون آشفته حالم را كجا آرام كنم
زندگی مطلوب
-
تاریخ: 1395/6/27 ساعت: 17:31
در فضای آرام و سکوت مانده زندگی را بسر خواهم کرد از شهر شلوغ و مردم دینا پرست دوری خواهم کرد راز و نیاز با معبود دستور کار قرار خواهم داد از بابت گناهان سر زده ام طلب پوزش خواهم کرد چو شمع زندگی از مهر معشوق روشن بود در بیداری صبح سلامی به آفتاب خواهم کرد به دامان طبیعت پناه خواهم برد ساعت ها با زمی...
امید
-
تاریخ: 1395/6/27 ساعت: 17:31
هر نفسی فرو بری باز آید نفس امید آرزو های انباشته دورن انباری برای امید شمارش ساعت لذت بخش از امید بیدار فردا سلامی به آفتاب امید بسوی طبیعت روی نگاهی به گل امید بوی گل نسرین وسوسن نفس تازه ای به امید نفس های دود آلود شهر سلام سردی به امید جنگ اعصاب از فریاد خودرو های فردای امید جدال پول و سیاست از ...
دستم را بگیر
-
تاریخ: 1395/6/27 ساعت: 17:31
در غروب زندگیم سرگشته و حیران شدم به یاری حق با نور مهتاب بر زندگیم فایق شدم شکر خداوندگارم را بجا میاورم که از نعمت هایش کامیاب شدم لیکن در قدم آخر شعر و نوشته خام و ناکامم مساعدت و یاری از معبودم خواهانم
من هماننم
-
تاریخ: 1395/6/27 ساعت: 17:31
من هماننم ، که آب و گل و آتشتم با دورنی ،از قل و قل آب و گل جوشانم می جوشش بنام عشق زندگی وجودم می پرت روحم ، تا فلک در پروازم من ندانم ، کیستم و نیستم و هستم لاجرم با روز و شب هم گامم می بیند و می شنود و حس می کند آنچه یافت در وجودم ضبط می کند می سازد ، آرزو و امید های وجودم تا بگردم با چرخ وجودم ،...